هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ناامیدی و درد عشق شکایت می‌کند و بیان می‌کند که با وجود تلاش‌های بسیار، هیچ بهره‌ای از عشق و وفا ندیده است. او از بی‌وفایی معشوق و غرور او گله می‌کند و احساس می‌کند که فریب خورده است. شاعر همچنین از بی‌صبری و ناتوانی خود در تحمل این شرایط سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، بیان درد و ناامیدی ممکن است برای گروه‌های سنی پایین‌تر سنگین باشد.

شماره ۴۱۴ - چندانکه رفته ام بچمن گل ندیده ام

چندانکه رفته ام بچمن گل ندیده ام
فیض بهار و منفعت مل ندیده ام ۱

زان عاشقان نیم که بدانم وفای گل
من غیر نامرادی بلبل ندیده ام ۲

چندانکه سوختیم نگاهی نکرد و رفت
ترکی بدین غرور و تجمل ندیده ام ۳

بسیار کرده ام بسوی نازکان نگاه
زینسان میان و حلقه ی کاکل ندیده ام ۴

بردی دلم ز دست و نگفتی ترا چه شد
هرگز چنین فریب و تغافل ندیده ام ۵

تا چند بگسلی و نپیوندی، این چه خوست
یک عادت ترا بتسلسل ندیده ام ۶

از حد مبر بهانه که این یکزمان وصل
بی وعده ی دروغ و تعلل ندیده ام ۷

گستاخ چون کنم دل خود کام را بتو
در دل چو از تو صبر و تحمل ندیده ام ۸

فکر دگر نماند فغانی بباز جان
عاشق بدین خیال و تأمل ندیده ام ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۱۳ - متاب آن رخ زمن یکدم که در کوی تو می آیم
گوهر بعدی:شماره ۴۱۵ - مبین، که تاب نگاه تو آفتاب ندارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.