خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر رنجها و سختیهایی است که شاعر در راه عشق متحمل شده است. او از ملامتها، ندامتها، و فراق سخن میگوید و تأکید میکند که با وجود همه اینها، عشق او پایدار مانده و از میان هزاران ملامت، نامش زنده است. شاعر خود را مانند مجنون در بیابان محنت میداند و از نالهها و آههایش سخن میگوید.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و غمگین است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۳۸ - ما خویش را بچنگ ملامت سپرده ایم
ما خویش را بچنگ ملامت سپرده ایم
از لوح سینه حرف سلامت سترده ایم ۱
خون خورده ایم و یاد ندامت نکرده ایم
جان داده ایم و نام غرامت نبرده ایم ۲
اندوه روز هجر و بلای شب فراق
از فتنه های روز قیامت شمرده ایم ۳
هرگز به آرزوی دل از ساغر وصال
یک جرعه بی خمار ندامت نخورده ایم ۴
شد سالها که زنده بعشقست نام ما
از صد هزار سنگ ملامت نمرده ایم ۵
مجنون صفت بوادی محنت علم شده
در راه دوست پا به علامت فشرده ایم ۶
از ناله های گرم فغانی در آتشیم
وز آه سرد اهل کرامت فسرده ایم ۷
از لوح سینه حرف سلامت سترده ایم ۱
خون خورده ایم و یاد ندامت نکرده ایم
جان داده ایم و نام غرامت نبرده ایم ۲
اندوه روز هجر و بلای شب فراق
از فتنه های روز قیامت شمرده ایم ۳
هرگز به آرزوی دل از ساغر وصال
یک جرعه بی خمار ندامت نخورده ایم ۴
شد سالها که زنده بعشقست نام ما
از صد هزار سنگ ملامت نمرده ایم ۵
مجنون صفت بوادی محنت علم شده
در راه دوست پا به علامت فشرده ایم ۶
از ناله های گرم فغانی در آتشیم
وز آه سرد اهل کرامت فسرده ایم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۷ - ما باده را بنغمه ی ناهید خورده ایم
گوهر بعدی:شماره ۴۳۹ - شبی که در نظر آن طره ی خمیده کشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.