خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلتنگیهایش میگوید. او از بوسههای بیشمار، آرزوهای برآوردهنشده، و دردهای عاشقانه سخن میراند. همچنین، از ناامیدیها و رنجهایش در مسیر عشق یاد میکند و به دنبال همدردی و همنفسی است.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۴۳۹ - شبی که در نظر آن طره ی خمیده کشم
شبی که در نظر آن طره ی خمیده کشم
هزار بار بجان بوسم و بدیده کشم ۱
مرا که غنچه ی وصل از دعای صبح شکفت
چگونه منت گلهای نو دمیده کشم ۲
نیافت خاطرم آرام تا ز بوی گلی
درین چمن نفسی چند آرمیده کشم ۳
مرا که میچکد از دیده خون دل بچه رو
ز دست ساقی گلرخ می چکیده کشم ۴
نچیده از چمن وصل غیر خار و هنوز
هزار درد دل از هر گل نچیده کشم ۵
جریده می روم این راهرا و نزدیکست
که خط نسخ بمضمون این جریده کشم ۶
بجز دهان تو کز هیچ، آفریده خدا
عجب که سرزنش از هیچ آفریده کشم ۷
دلم رمیده فغانی کجاست همنفسی
که ناله یی بمراد دل رمیده کشم ۸
هزار بار بجان بوسم و بدیده کشم ۱
مرا که غنچه ی وصل از دعای صبح شکفت
چگونه منت گلهای نو دمیده کشم ۲
نیافت خاطرم آرام تا ز بوی گلی
درین چمن نفسی چند آرمیده کشم ۳
مرا که میچکد از دیده خون دل بچه رو
ز دست ساقی گلرخ می چکیده کشم ۴
نچیده از چمن وصل غیر خار و هنوز
هزار درد دل از هر گل نچیده کشم ۵
جریده می روم این راهرا و نزدیکست
که خط نسخ بمضمون این جریده کشم ۶
بجز دهان تو کز هیچ، آفریده خدا
عجب که سرزنش از هیچ آفریده کشم ۷
دلم رمیده فغانی کجاست همنفسی
که ناله یی بمراد دل رمیده کشم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۸ - ما خویش را بچنگ ملامت سپرده ایم
گوهر بعدی:شماره ۴۴۰ - دشمن شدی بیکدمه زاری که داشتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.