هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تغییر حال و روزگار خود میگوید و از تبدیل دوستیها به دشمنیها، از دست دادن یاران و تحمل رنجهای فراوان شکایت میکند. او از عشق نافرجام، خیانت و دردهای عاطفی مینالد و در نهایت به پذیرش و تسلیم میرسد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند خیانت، درد عاطفی و تسلیم نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۴۴۰ - دشمن شدی بیکدمه زاری که داشتم
دشمن شدی بیکدمه زاری که داشتم
آیا کجا شد آن همه یاری که داشتم ۱
چندان نمک زدی که بجان هم رسید کار
در سینه آن جراحت کاری که داشتم ۲
هر چند سوختیم دل از حال خود نگشت
شد راست لاف پاک عیاری که داشتم ۳
کاری نکرده در صدف سینه ی گلی
آن گریه ی چو ابر بهاری که داشتم ۴
بعد از هزار طعن و ملامت شدیم خاک
این گل شکفت زانهمه خاری که داشتم ۵
سر شد نشان تیر و بود دام دل هنوز
سودای آن رمیده شکاری که داشتم ۶
آخر بخاکساری و افتادگی کشید
آن سرکشی و کینه گذاری که داشتم ۷
آخر به آه و ناله فغانی قرار یافت
در گلشن آن نوای هزاری که داشتم ۸
آیا کجا شد آن همه یاری که داشتم ۱
چندان نمک زدی که بجان هم رسید کار
در سینه آن جراحت کاری که داشتم ۲
هر چند سوختیم دل از حال خود نگشت
شد راست لاف پاک عیاری که داشتم ۳
کاری نکرده در صدف سینه ی گلی
آن گریه ی چو ابر بهاری که داشتم ۴
بعد از هزار طعن و ملامت شدیم خاک
این گل شکفت زانهمه خاری که داشتم ۵
سر شد نشان تیر و بود دام دل هنوز
سودای آن رمیده شکاری که داشتم ۶
آخر بخاکساری و افتادگی کشید
آن سرکشی و کینه گذاری که داشتم ۷
آخر به آه و ناله فغانی قرار یافت
در گلشن آن نوای هزاری که داشتم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۹ - شبی که در نظر آن طره ی خمیده کشم
گوهر بعدی:شماره ۴۴۱ - تمام عمر اگر بر قبله ی طاعت جبین سایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.