هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد دوری و عشق نافرجام می‌نالد. او نشانه‌ای از دل خود نمی‌یابد، تنها خون دل می‌بیند. با وجود رنج‌های فراوان، حاضر نیست از عشق دست بکشد. اشک‌هایش بی‌ثمر است، زیرا معشوق را نمی‌یابد. او خود را در حریم وصال معشوق ناشایست می‌داند و از تنهایی و هجران می‌نالد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مضامین عاشقانه‌ی عمیق و احساساتی است که درک آن‌ها به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۴۵۲ - ز دل جز خون نشان در چشم بیحاصل نمی یابم

ز دل جز خون نشان در چشم بیحاصل نمی یابم
نشان خون دل می یابم اما دل نمی یابم ۱

قدم در هیچ منزل بی گل رویت نپیمایم
که صد خار جفا را در جگر منزل نمی یابم ۲

چه حاصل زینهمه اشک روان در دیده ی روشن
برین سرچشمه چون آن سرو را مایل نمی یابم ۳

تو ای مرغ چمن خوشباش با سرو و گل رعنا
که من برگ طرب در نقش آب و گل نمی یابم ۴

مگر برق تجلی شعله زد از منزل لیلی
که از مجنون نشانی در پی محمل نمی یابم ۵

من دلتنگ را یا رب چه سود از محفل جانان
که هرگز خویش را محرم در آن محفل نمی یابم ۶

نهادم چون فغانی دل بداغ هجر و تنهایی
چو خود را در حریم وصل او قابل نمی یابم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۵۱ - هر سخن کز وصف آن لبهای میگون بشنوم
گوهر بعدی:شماره ۴۵۳ - چه باشد عاشقی خود را بغمها مبتلا کردن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.