هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق و عاشقانه‌ی شاعر است که خود را مانند مجنون در بیابان می‌بیند و از درد عشق و تنهایی رنج می‌برد. او از تاریکی دل و نگاه دیگران به حالش می‌گوید و به عشق و فداکاری اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به مستی و شیدایی ناشی از تماشای گل و همدمی با طبیعت می‌پردازد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند درد عشق و تنهایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۴۵۵ - همچو مجنون در بیابانم وطن خواهد شدن

همچو مجنون در بیابانم وطن خواهد شدن
گرد بر گردم ز مرغان انجمن خواهد شدن ۱

گر چنین بر حال من خواهد نظر کردن همای
استخوانم طعمه ی زاغ و زغن خواهد شدن ۲

آه پنهانم تمام آیینه ی دل تیره ساخت
این سیاهی کی ز روی داغ من خواهد شدن ۳

بهر شیرین گر کند صد بار خسرو جان نثار
خطبه ی عشقش بنام کوهکن خواهد شدن ۴

من نمی گویم سخن باشد که خود رحم آورد
ورنه آخر در میان ما سخن خواهد شدن ۵

آنکه از نیرنگ خون پیرهن پوشیده چشم
عاقبت بینا ز بوی پیرهن خواهد شدن ۶

مست و شیدا شد فغانی از تماشای گلی
چند گاهی همدم مرغ چمن خواهد شدن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۵۴ - جمال و جاه داری هر چه خواهی می توان کردن
گوهر بعدی:شماره ۴۵۶ - هر دم از بزم طرب آن دلنواز آید برون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.