خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از زیباییهای طبیعت مانند باغ، گل و بلبل سخن میگوید و توصیه میکند از لحظات لذت ببریم. او همچنین به انتقاد از زندگی خشک و بیروح فقیهان میپردازد و تشویق میکند که به جای غم و اندوه، شادی و مینوشی را انتخاب کنیم.
متن شامل مفاهیم عرفانی و انتقادی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین اشاره به مینوشی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۴۶۳ - رخ برفروز از می و گلگشت باغ کن
رخ برفروز از می و گلگشت باغ کن
هر دل که سوز عشق درو نیست داغ کن ۱
اکنون که خاست نغمه ی بلبل ز شاخ گل
در جام لاله گون می چون چشم زاغ کن ۲
دود چراغ مدرسه تا چند ای فقیه
جامی بنوش و چهره چو نور چراغ کن ۳
تا در چمن گلیست فغانی مرو برون
چون گل نماند روی بکنج فراغ کن ۴
هر دل که سوز عشق درو نیست داغ کن ۱
اکنون که خاست نغمه ی بلبل ز شاخ گل
در جام لاله گون می چون چشم زاغ کن ۲
دود چراغ مدرسه تا چند ای فقیه
جامی بنوش و چهره چو نور چراغ کن ۳
تا در چمن گلیست فغانی مرو برون
چون گل نماند روی بکنج فراغ کن ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۲ - تا کی شود نقاب رخ گل لباس من
گوهر بعدی:شماره ۴۶۴ - شبی ای شمع مهرویان گذر در منزل من کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.