هوش مصنوعی:
شاعر در این متن با زبان عاشقانه و پراحساس، از معشوق خود میخواهد که به او توجه کند و دردهای عاشقانهاش را تسکین دهد. او از شوق دیدار معشوق میسوزد و از خداوند میخواهد که معشوق را چراغ محفلش کند. شاعر همچنین از مشکلات عشق میگوید و از معشوق میخواهد که به او کمک کند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای گروههای سنی پایین دشوار باشد.
شماره ۴۶۴ - شبی ای شمع مهرویان گذر در منزل من کن
شبی ای شمع مهرویان گذر در منزل من کن
بچشم مرحمت یکره نگاهی بر دل من کن ۱
شدم بسمل ز شوق لعل جانبخش تو بسم الله
مسیح من، دمی در کار جان بسمل من کن ۲
بمحراب دو ابرویت دعای من همین باشد
که یا رب آن جوان یکشب چراغ محفل من کن ۳
بکار مشکل عشق از جهان بار سفر بستم
خدا را چاره یی در کار و بار مشکل من کن ۴
بهر گامی که مانم در رهت صد گام پیش آید
بیا نظاره ی اقبال و بخت مقبل من کن ۵
ز تابوت فغانی می رود فریاد بر گردون
بیا ایسر و گوشی بر صدای محمل من کن ۶
بچشم مرحمت یکره نگاهی بر دل من کن ۱
شدم بسمل ز شوق لعل جانبخش تو بسم الله
مسیح من، دمی در کار جان بسمل من کن ۲
بمحراب دو ابرویت دعای من همین باشد
که یا رب آن جوان یکشب چراغ محفل من کن ۳
بکار مشکل عشق از جهان بار سفر بستم
خدا را چاره یی در کار و بار مشکل من کن ۴
بهر گامی که مانم در رهت صد گام پیش آید
بیا نظاره ی اقبال و بخت مقبل من کن ۵
ز تابوت فغانی می رود فریاد بر گردون
بیا ایسر و گوشی بر صدای محمل من کن ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۳ - رخ برفروز از می و گلگشت باغ کن
گوهر بعدی:شماره ۴۶۵ - بمن هر کس که روزی یار شد دامن کشید از من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.