هوش مصنوعی: این متن بیانگر عشق و دلدادگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر از بی‌خبری از خود و غرق شدن در وجود معشوق سخن می‌گوید و از شوق و عشقی که او را به جنون رسانده، می‌نالد. او از رنج‌های عشق و وفاداری بی‌حدش به معشوق می‌گوید و حتی حاضر است جان خود را فدا کند. شاعر همچنین از تأثیر کلام معشوق بر خود و جهان اطرافش می‌گوید و از عشق بی‌پایان خود به او سخن می‌راند.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۴۰۹ - تا خبر دارم از او بی‌خبر از خویشتنم

تا خبر دارم از او بی‌خبر از خویشتنم
با وجودش ز من آواز نیاید که منم ۱

پیرهن می‌بدرم دم به دم از غایت شوق
که وجودم همه او گشت و من این پیرهنم ۲

ای رقیب این همه سودا مکن و جنگ مجوی
برکنم دیده که من دیده از او برنکنم ۳

خود گرفتم که نگویم که مرا واقعه‌ایست
دشمن و دوست بدانند قیاس از سخنم ۴

در همه شهر فراهم ننشست انجمنی
که نه من در غمش افسانه آن انجمنم ۵

برشکست از من و از رنج دلم باک نداشت
من نه آنم که توانم که از او برشکنم ۶

گر همین سوز رود با من مسکین در گور
خاک اگر بازکنی سوخته یابی کفنم ۷

گر به خون تشنه‌ای اینک من و سر باکی نیست
که به فتراک تو به زان که بود بر بدنم ۸

مرد و زن گر به جفا کردن من برخیزند
گر بگردم ز وفای تو نه مردم که زنم ۹

شرط عقل است که مردم بگریزند از تیر
من گر از دست تو باشد مژه بر هم نزنم ۱۰

تا به گفتار درآمد دهن شیرینت
بیم آن است که شوری به جهان درفکنم ۱۱

لب سعدی و دهانت ز کجا تا به کجا
این قدر بس که رود نام لبت بر دهنم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۶۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۰۸ - امروز مبارک است فالم
گوهر بعدی:غزل ۴۱۰ - چشم که بر تو می‌کنم چشم حسود می‌کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.