هوش مصنوعی: شاعر به معشوق خود می‌گوید که از آرزوی دیدار او جانش به خطر افتاده است. معشوق پاسخ می‌دهد که باید از آرزوها فراتر رفت، زیرا آرزوها به تنهایی کافی نیستند.
رده سنی: 15+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، زبان شعر ممکن است برای کودکان پیچیده باشد.

شماره ۵۸ - با یار بگفتم به زبانی که مراست

با یار بگفتم به زبانی که مراست
کز آرزوی روی تو جانم برخاست ۱

گفتا که قدم ز آرزو بیرون نه
کاین کار به آرزو نمی آید راست ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۷ - در دست سری مدام شیخا پا بست
گوهر بعدی:شماره ۵۹ - گر نفس شود تمام مقهور از تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.