هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی از سعدی، بیانگر عشق و انتظار برای معشوق است. شاعر از عشق و صبر در برابر هجران سخن میگوید و از معشوق میخواهد که با عدالت و انصاف رفتار کند. همچنین، او به قدرت عشق و ناتوانی عقل در برابر آن اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از زبان و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۱۲ - همه چشمیم تا برون آیی
همه چشمیم تا برون آیی
همه گوشیم تا چه فرمایی ۱
تو نه آن صورتی که بی رویت
متصور شود شکیبایی ۲
من ز دست تو خویشتن بکشم
تا تو دستم به خون نیالایی ۳
گفته بودی قیامتم بینند
این گروهی محب سودایی ۴
وین چنین روی دلستان که تو راست
خود قیامت بود که بنمایی ۵
ما تماشاکنان کوته دست
تو درخت بلندبالایی ۶
سر ما و آستان خدمت تو
گر برانی و گر ببخشایی ۷
جان به شکرانه دادن از من خواه
گر به انصاف با میان آیی ۸
عقل باید که با صلابت عشق
نکند پنجه توانایی ۹
تو چه دانی که بر تو نگذشتهست
شب هجران و روز تنهایی ۱۰
روشنت گردد این حدیث چو روز
گر چو سعدی شبی بپیمایی ۱۱
همه گوشیم تا چه فرمایی ۱
تو نه آن صورتی که بی رویت
متصور شود شکیبایی ۲
من ز دست تو خویشتن بکشم
تا تو دستم به خون نیالایی ۳
گفته بودی قیامتم بینند
این گروهی محب سودایی ۴
وین چنین روی دلستان که تو راست
خود قیامت بود که بنمایی ۵
ما تماشاکنان کوته دست
تو درخت بلندبالایی ۶
سر ما و آستان خدمت تو
گر برانی و گر ببخشایی ۷
جان به شکرانه دادن از من خواه
گر به انصاف با میان آیی ۸
عقل باید که با صلابت عشق
نکند پنجه توانایی ۹
تو چه دانی که بر تو نگذشتهست
شب هجران و روز تنهایی ۱۰
روشنت گردد این حدیث چو روز
گر چو سعدی شبی بپیمایی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۷۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱۱ - هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی
گوهر بعدی:غزل ۵۱۳ - ای ولوله عشق تو بر هر سر کویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.