هوش مصنوعی:
شاعر از شب تاریک و هجران معشوق میگوید که جانش به لب رسیده است. در خواب، خیال معشوق به دیدارش میآید و با دیدن روی او، صبح امید در دلش میدمد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۵۰ - شب دوش نقاب قیر بر رخ چو کشید
شب دوش نقاب قیر بر رخ چو کشید
از هجر توَم جان به لبان خواست رسید ۱
در خواب خیال تو چو آمد برمن
با روی تو سیر دیدنم صبح دمید ۲
از هجر توَم جان به لبان خواست رسید ۱
در خواب خیال تو چو آمد برمن
با روی تو سیر دیدنم صبح دمید ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۹ - صحرای جهان بی تو مرا تنگ آید
گوهر بعدی:شماره ۲۵۱ - داماد خیال را نثاری نرسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.