هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام، رنجهای عاشقانه و جفاهای معشوق سخن میگوید. شاعر از دل شکسته، اشکهای خونین و ناامیدی خود میگوید و اشاره میکند که معشوق با رفتارش او را آزار داده است. همچنین، به تسلیم شدن در برابر غم و از دست دادن امید به زندگی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'دل چون شیشهٔ پر خون' و 'ریخت چشمت به جفا خون دل' ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، موضوعات غمانگیز و ناامیدی نیاز به درک عاطفی بالاتری دارد.
شماره ۱۰ - طیلسانت چو کژ افتاد ببستی او را
طیلسانت چو کژ افتاد ببستی او را
ره گشادی تو به خورشید پرستی او را ۱
ریخت چشمت به جفا خون دل و دانستم
که بر این داشت در ایّام تومستی او را ۲
دل چون شیشهٔ پر خون که به دست تو فتاد
به درستی که دمادم بشکستی او را ۳
زلفت ار دست گشاید به جفا عیب مکن
چون تو در فتنه گری دست ببستی او را ۴
تا خیالی به غم نیستی خود خو کرد
نیست دیگر به کسی دعوی هستی او را ۵
ره گشادی تو به خورشید پرستی او را ۱
ریخت چشمت به جفا خون دل و دانستم
که بر این داشت در ایّام تومستی او را ۲
دل چون شیشهٔ پر خون که به دست تو فتاد
به درستی که دمادم بشکستی او را ۳
زلفت ار دست گشاید به جفا عیب مکن
چون تو در فتنه گری دست ببستی او را ۴
تا خیالی به غم نیستی خود خو کرد
نیست دیگر به کسی دعوی هستی او را ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹ - زهی راست از تو همه کار ما
گوهر بعدی:شماره ۱۱ - گر ز می رنگ نبودی گل سیرابش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.