هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد هجران و اشتیاق به معشوق است. شاعر از گمکرده راه و شبهای کوتاه میگوید و از آتش پنهان درونش سخن میراند. او از خاک راه معشوق و اشکهایش مینالد و آرزو میکند که مهر معشوق همچنان در خاطرش بماند. شعر با اشاره به دولت و آرزوهای دور و دراز پایان مییابد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد هجران و اشتیاق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۳ - گیسو برید و شد فزون مهرش منِ گمراه را
گیسو برید و شد فزون مهرش منِ گمراه را
گم کرده ره داند بلی قدرِ شبِ کوتاه را ۱
گو شام هجران همدمان باری به فریادم رسند
از آتش پنهان من خود دل بسوزد آه را ۲
خاکِ رهت را اشک اگر با خون بیامیزد مرنج
گویم به چشم خویشتن تا پاک سازد راه را ۳
باشد به خاطر همچنان مهر زمین بوس تواَش
صدبار اگر از آسمان اندازی ای جان ماه را ۴
گر دولت تیرت به جان خواهد خیالی عیب نیست
چون این قدَرها می رسد یاران دولتخواه را ۵
گم کرده ره داند بلی قدرِ شبِ کوتاه را ۱
گو شام هجران همدمان باری به فریادم رسند
از آتش پنهان من خود دل بسوزد آه را ۲
خاکِ رهت را اشک اگر با خون بیامیزد مرنج
گویم به چشم خویشتن تا پاک سازد راه را ۳
باشد به خاطر همچنان مهر زمین بوس تواَش
صدبار اگر از آسمان اندازی ای جان ماه را ۴
گر دولت تیرت به جان خواهد خیالی عیب نیست
چون این قدَرها می رسد یاران دولتخواه را ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲ - گهی که عشق به خود راه می نمود مرا
گوهر بعدی:شماره ۱۴ - ناصح چه کار دارد در عشقِ یار با ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.