هوش مصنوعی:
در این شعر، شاعر از عشق و بیقراری ناشی از آن سخن میگوید و از پند و اندرز دیگران بینیاز است. او از یار میخواهد که به جای نصیحت، با او همراه شود و لحظهای را با او بگذراند. شاعر همچنین به تناقض بین ظاهر و باطن روابط اشاره میکند و بیان میکند که حتی اگر دیگران در ظاهر با او هستند، در معنی و حقیقت ممکن است همراهی نکنند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به بیقراری و تناقضات در روابط نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴ - ناصح چه کار دارد در عشقِ یار با ما
ناصح چه کار دارد در عشقِ یار با ما
جایی که عشق باشد او را چه کار با ما ۱
ای پند گوی تا کی منعم کنی ز گریه
لطفی نمای و ما را یک دم گذار با ما ۲
گنج مراد خواهی برخیز گرم چون شمع
در کنج نامرادی شب زنده دار با ما ۳
گر بی قرار شد دل در عاشقی عجب نیست
چون روز اول این بود او را قرار با ما ۴
گر عالمی به ظاهر یارند با خیالی
خوش نیست تا به معنی خوش نیست یار با ما ۵
جایی که عشق باشد او را چه کار با ما ۱
ای پند گوی تا کی منعم کنی ز گریه
لطفی نمای و ما را یک دم گذار با ما ۲
گنج مراد خواهی برخیز گرم چون شمع
در کنج نامرادی شب زنده دار با ما ۳
گر بی قرار شد دل در عاشقی عجب نیست
چون روز اول این بود او را قرار با ما ۴
گر عالمی به ظاهر یارند با خیالی
خوش نیست تا به معنی خوش نیست یار با ما ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - گیسو برید و شد فزون مهرش منِ گمراه را
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - هر خبر کز سرکشی گوید صبا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.