هوش مصنوعی: این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و اشتیاق شاعر به معشوق است که او را منبع نور و صفا می‌داند. شاعر خود را بی‌حاصل و نیازمند کرم معشوق توصیف می‌کند و از غم فراق و چشم‌انداز خوش معشوق سخن می‌گوید. در نهایت، معشوق را شاه جهان و صاحب دو عالم می‌خواند و از او می‌خواهد که با دمیدن صبح، شادی را به زندگی بازگرداند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۳۶ - باز آی که خلوتگه جانم حرم توست

باز آی که خلوتگه جانم حرم توست
زیرا که تو شمعی و صفا در قدم توست ۱

امیّد قبولِ همه بر حاصل خویش است
بی حاصلی ما به امید کرم توست ۲

دل را ز غم چشم خوشت حال خراب است
وین طرفه که او را به چنین حال غم توست ۳

ما مفلس عشقیم و گدایی صفت ماست
تو شاه جهانی و دو عالم علم توست ۴

ای صبح چو بگذشت شب هجر خیالی
برخیز و به شادی نفسی زن که دم توست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۵ - با رخ خوبت که وَرد بوستان خرّمی ست
گوهر بعدی:شماره ۳۷ - با سگت یاری مرا کارِ خود است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.