هوش مصنوعی: این متن شعری از حافظ است که به ناپایداری عشق دنیوی، ریاکاری و بیوفایی اشاره دارد. شاعر از بیوفایی معشوق و ناامیدی از عشق زمینی شکایت می‌کند و به دنبال حقیقت و معنویت می‌گردد. او همچنین به ریاکاری زاهدان اشاره می‌کند و راه رستگاری را در رندی و پاکدلی می‌داند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادهای اجتماعی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهٔ بیشتری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت می‌شود. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامفهوم باشد.

شماره ۸۱ - لاله را همچو بتان عارض دلجویی نیست

لاله را همچو بتان عارض دلجویی نیست
هست رنگی چو گل امّا ز وفا بویی نیست ۱

حاصل این است که از روی نکوی تو مرا
حاصل عمر بجز طعنهٔ بدگویی نیست ۲

با همه موی شکافی، خرد خرده شناس
واقف از سرّ دهان تو سر مویی نیست ۳

تا به راه طلب ای دل ننهی روی نیاز
در میان تو و مقصود ره و رویی نیست ۴

زاهدا گر چو خیالی سر رندی داری
ساکن کوی مغان شو که ریا کویی نیست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۰ - گنجی ست عشق یار که عالم خراب اوست
گوهر بعدی:شماره ۸۲ - مرا از دل خبر جز بی دلی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.