هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد بیدلی و بیحاصلی میگوید و بیان میکند که در باغ دنیا جای خوشدلی نیست. او عشق را راهی بیخردانه ولی خوش میداند و دل بستن به معشوق را جنونی میخواند که از عاقلان سر نمیزند. همچنین، خیال بستن به اقبال را بیثمر میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم بهکاررفته ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۸۲ - مرا از دل خبر جز بی دلی نیست
مرا از دل خبر جز بی دلی نیست
ز جان حاصل به جز بی حاصلی نیست ۱
چو غنچه تنگدل زآنم همه عمر
که باغ دهر جای خوشدلی نیست ۲
به قول بی دلان در مذهب عشق
طریقی خوشتر از لایعقلی نیست ۳
به زنجیر سر زلف تو دل را
زدن لاف جنون از عاقلی نیست ۴
خیالی را به اقبال غلامی
نشانی به ز داغ مقبلی نیست ۵
ز جان حاصل به جز بی حاصلی نیست ۱
چو غنچه تنگدل زآنم همه عمر
که باغ دهر جای خوشدلی نیست ۲
به قول بی دلان در مذهب عشق
طریقی خوشتر از لایعقلی نیست ۳
به زنجیر سر زلف تو دل را
زدن لاف جنون از عاقلی نیست ۴
خیالی را به اقبال غلامی
نشانی به ز داغ مقبلی نیست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱ - لاله را همچو بتان عارض دلجویی نیست
گوهر بعدی:شماره ۸۳ - مرا که تحفهٔ جان در بدن هدایت توست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.