هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و رنجهای ناشی از آن میگوید. او از جور و ستم معشوق شکایت دارد و بیان میکند که عشق، عقل را تحتالشعاع خود قرار داده است. همچنین، شاعر به تأثیرات عمیق عشق بر زندگی خود اشاره میکند و چگونه این احساس، زندگی شاهانه را به زندگی درویشی تبدیل کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۹۹ - آه که نیش غمت خاطر من ریش کرد
آه که نیش غمت خاطر من ریش کرد
وه که دلم جان و سر در پیِ آن نیش کرد ۱
هرکم و بیشی که کرد یار ز جور و ستم
بیش مکن گفتمش رغم مرا بیش کرد ۲
لاف سری می زند عقل ولی هرکجا
عشق قدم در نهاد عقل سر خویش کرد ۳
گرچه کمان ابرویش داشت ولی بیشتر
سعی به قربان من ترک جفا کیش کرد ۴
گوشهٔ تجرید را دل به خیالی گذاشت
منزل شاهانه را کلبهٔ درویش کرد ۵
وه که دلم جان و سر در پیِ آن نیش کرد ۱
هرکم و بیشی که کرد یار ز جور و ستم
بیش مکن گفتمش رغم مرا بیش کرد ۲
لاف سری می زند عقل ولی هرکجا
عشق قدم در نهاد عقل سر خویش کرد ۳
گرچه کمان ابرویش داشت ولی بیشتر
سعی به قربان من ترک جفا کیش کرد ۴
گوشهٔ تجرید را دل به خیالی گذاشت
منزل شاهانه را کلبهٔ درویش کرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸ - آنها که ز آیینهٔ دل زنگ زدودند
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰ - از آتش دل هر کس در سینه غمی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.