هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و هجران سخن میگوید و تأکید میکند که بدون عشق، هنر و معنی بیارزش است. همچنین، اشارهای به امید و روشنی پس از تاریکی دارد و از درد فراق و بیتوجهی معشوق مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۰۵ - اگر چه صاحب معنی همه هنر باشد
اگر چه صاحب معنی همه هنر باشد
چو بی خبر بود از عشق، بی خبر باشد ۱
دلا چو طالب غیری ز عشق لاف مزن
تو عاشق دگری عاشقی دگر باشد ۲
اگرچه از پس هر تیرگی ست روشنی یی
ولی عجب که شب هجر را سحر باشد ۳
چو گفتمش گذر از راه لطف جانب من
به خنده گفت تو را خود از این گذر باشد ۴
خوش است درّ خوشابِ سرشک بر وجهی
که پیش رویِ تو آن نیز در نظر باشد ۵
نظام کار خیالی ز چهرهٔ زرد است
بلی به دولت زر کارها چو زر باشد ۶
چو بی خبر بود از عشق، بی خبر باشد ۱
دلا چو طالب غیری ز عشق لاف مزن
تو عاشق دگری عاشقی دگر باشد ۲
اگرچه از پس هر تیرگی ست روشنی یی
ولی عجب که شب هجر را سحر باشد ۳
چو گفتمش گذر از راه لطف جانب من
به خنده گفت تو را خود از این گذر باشد ۴
خوش است درّ خوشابِ سرشک بر وجهی
که پیش رویِ تو آن نیز در نظر باشد ۵
نظام کار خیالی ز چهرهٔ زرد است
بلی به دولت زر کارها چو زر باشد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴ - اگرچه دل نصیب از چشم شوخت مکر و فن دارد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶ - اگر معارضه حُسن تو را به حور افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.