هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر فداکاری و عشق بیقید و شرط به معشوق است. شاعر از گریهها، فداکاریها و التماسهای خود میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند. همچنین، اشارهای به رضایت از جانباختن در راه معشوق دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'جان باختن' نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.
شماره ۱۵۸ - چو سرو هر که در این بوستان هوای تو کرد
چو سرو هر که در این بوستان هوای تو کرد
ز گریه پای به گِل ماند و سر فدای تو کرد ۱
ز گریه دامن دُر داشت چشم من لیکن
به دیده هرچه که بودش همه فدای تو کرد ۲
بیا که خلعت شاهی به قدّ آن رندی ست
که التماس کَرم از درگدای تو کرد ۳
به خوارییی ز دعاگویِ خویش یادی کن
که رفت و تا دم آخر همین دعای تو کرد ۴
چه بود رای تو جان باختن بحمدالله
که هرچه کرد خیالی همه برای تو کرد ۵
ز گریه پای به گِل ماند و سر فدای تو کرد ۱
ز گریه دامن دُر داشت چشم من لیکن
به دیده هرچه که بودش همه فدای تو کرد ۲
بیا که خلعت شاهی به قدّ آن رندی ست
که التماس کَرم از درگدای تو کرد ۳
به خوارییی ز دعاگویِ خویش یادی کن
که رفت و تا دم آخر همین دعای تو کرد ۴
چه بود رای تو جان باختن بحمدالله
که هرچه کرد خیالی همه برای تو کرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - چو زلف بی قرارش قصد جان کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - چو عطّار صبا در چین زلفت مشگ می بیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.