هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، به توصیف عشق و سودای معشوق و تأثیرات آن بر دل عاشق می‌پردازد. شاعر از زلف معشوق، سودا، پریشانی دل، و فتنه‌های عشق سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که عشق گاهی با ظلم همراه است ولی همچنان جذاب و فریبنده باقی می‌ماند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال به‌طور کامل قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارند.

شماره ۱۵۹ - چو عطّار صبا در چین زلفت مشگ می بیزد

چو عطّار صبا در چین زلفت مشگ می بیزد
چرا پیوسته از سودا به مویی درمی آویزد ۱

دل من این چنین کز عشق سودایش پریشان است
عجب کز فتنهٔ آن زلف بی پرهیز پرهیزد ۲

مرا از ماجرای اشک خویش این نکته شدروش
که هر کاو از نظر افتاد دیگر برنمی خیزد ۳

از آن پیوسته چشم دل فریبش آشنا روی است
که در عین ستمکاری به مردم درمی آویزد ۴

به یاری بست با زلفت خیالی عهد و می ترسم
که ناگه چشم شوخت در میانه فتنه انگیزد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۸ - چو سرو هر که در این بوستان هوای تو کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۶۰ - چون نه شادیّ و نه محنت به کسی می ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.