هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ بیانگر نگرش عارفانه و انتقادی به دنیا و مفاهیمی مانند فقر، عشق، بخشش و عدالت الهی است. شاعر با زبانی نمادین از نادیده گرفته شدن خود (به عنوان فردی فقیر و عاشق) سخن میگوید، اما در عین حال به لطف و بخشش بیکران الهی امیدوار است. او بر این باور است که گناهان بخشیده میشوند و عشق حقیقی فراتر از ظواهر دنیوی است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و نمادهای به کار رفته (مانند 'رندان ره نشین' یا 'محرمان درِبار کبریا') نیاز به دانش ادبی و فلسفی پایه دارد.
شماره ۱۹۱ - سریر فقر که با هیچ پادشا ندهند
سریر فقر که با هیچ پادشا ندهند
عجب نباشد اگر با من گدا ندهند ۱
بیا که آنچه به رندان ره نشین دادند
به محرمان درِبار کبریا ندهند ۲
چو می دهند زکات از کرم به مسکینان
مرا که از همه مسکینترم چرا ندهند ۳
نمی زنیم دم از آب روی تا در عشق
ز گریه غایت مقصودِ ما به ما ندهند ۴
گمان مبر که بپرسند از گناه کسی
نخست مژدهٔ عفو گناه تا ندهند ۵
گهی که خوان عنایت کشد خیالی عشق
مرا بگیر نصیبی اگر تو را ندهند ۶
عجب نباشد اگر با من گدا ندهند ۱
بیا که آنچه به رندان ره نشین دادند
به محرمان درِبار کبریا ندهند ۲
چو می دهند زکات از کرم به مسکینان
مرا که از همه مسکینترم چرا ندهند ۳
نمی زنیم دم از آب روی تا در عشق
ز گریه غایت مقصودِ ما به ما ندهند ۴
گمان مبر که بپرسند از گناه کسی
نخست مژدهٔ عفو گناه تا ندهند ۵
گهی که خوان عنایت کشد خیالی عشق
مرا بگیر نصیبی اگر تو را ندهند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۰ - سروِ قدّت طرف باغ چو پا می ماند
گوهر بعدی:شماره ۱۹۲ - سزد که زلف تو آن رخ پی نظاره نماید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.