هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از دیدار با معشوقهاش (ماه) سخن میگوید که باعث روشنایی خانهاش شده است. او از غم و اشکهایش میگوید و بیان میکند که عشق و مهر معشوق در دلش ریشه دوانده، اما با رنج همراه است. شاعر همچنین به نادر بودن و خاص بودن معشوق اشاره میکند و او را مانند فرزندی میداند که از مادر به دنیا نمیآید.
رده سنی:
15+
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و تشویش ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۱۹۳ - شبی کآن ماه با ما خوش برآید
شبی کآن ماه با ما خوش برآید
عجب نبود که روز غم سرآید ۱
درآمد از در و شد خانه روشن
دگر با ما از این در می درآید ۲
مرا تشویش اشک ای دیده بر شد
به کویش بعد از این تا کمتر آید ۳
به آب دیده در دل تخم مهرش
همی کارم ولی با خون برآید ۴
خیالی در فن شوخی محال است
که فرزندی چو او از مادر آید ۵
عجب نبود که روز غم سرآید ۱
درآمد از در و شد خانه روشن
دگر با ما از این در می درآید ۲
مرا تشویش اشک ای دیده بر شد
به کویش بعد از این تا کمتر آید ۳
به آب دیده در دل تخم مهرش
همی کارم ولی با خون برآید ۴
خیالی در فن شوخی محال است
که فرزندی چو او از مادر آید ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۲ - سزد که زلف تو آن رخ پی نظاره نماید
گوهر بعدی:شماره ۱۹۴ - صاحب روی نکو منصب دولت دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.