هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و تنهایی میگوید و از اشکهایش به عنوان تنها همراه و پیامرسانش یاد میکند. او از نادانی خود و نیاز به یاری میگوید و هر گناه ناشی از اشکهایش را به خیالی نسبت میدهد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات مانند درد فراق و تنهایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۱۲ - گر ای اشک دیده به خویشت بخواند
گر ای اشک دیده به خویشت بخواند
مرو کآن سیه رو تو را می دواند ۱
کسی نیست کآنجا رساند پیامم
مگر نالهٔ من به جایی رساند ۲
مرا در شب هجر او کیست بر سر
به جز دیده یاری که آبی چکاند ۳
دلا صورت حال نادانی من
به نوعی ادا کن به پیشش که داند ۴
کنون هر گناهی که آید ز اشکم
خیالی یکایک به رو می نشاند ۵
مرو کآن سیه رو تو را می دواند ۱
کسی نیست کآنجا رساند پیامم
مگر نالهٔ من به جایی رساند ۲
مرا در شب هجر او کیست بر سر
به جز دیده یاری که آبی چکاند ۳
دلا صورت حال نادانی من
به نوعی ادا کن به پیشش که داند ۴
کنون هر گناهی که آید ز اشکم
خیالی یکایک به رو می نشاند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۱ - کنون چو در طلبش اشک رو به ره دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۳ - گر بعد اجل دردِ تو با خویش توان برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.