هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید و از رنجهای عشق و ناکامیهای آن مینالد. او اشاره میکند که عشق واقعی نیازمند صداقت است و تزویر و ریاکاری در آن جایی ندارد. همچنین، شاعر به گذرا بودن زندگی و ضرورت استفاده از فرصتها اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۱۶ - گرچه دل بهره ز کیش تو خدنگی دارد
گرچه دل بهره ز کیش تو خدنگی دارد
دیده باری ز گل روی تو رنگی دارد ۱
گر در این ره به سعادت نرسد نیست عجب
هرکه از نامِ غلامیّ تو ننگی دارد ۲
دل بپرداز ز تزویر که نوری ندهد
در نظر روی هر آیینه که زنگی دارد ۳
کوس رحلت بزن ای جان که در این منزل خاک
هیچ کس را نشنیدم که درنگی دارد ۴
آخر آمد ز غمت وقت خیالی دریاب
که به فکر دهنت فرصت تنگی دارد ۵
دیده باری ز گل روی تو رنگی دارد ۱
گر در این ره به سعادت نرسد نیست عجب
هرکه از نامِ غلامیّ تو ننگی دارد ۲
دل بپرداز ز تزویر که نوری ندهد
در نظر روی هر آیینه که زنگی دارد ۳
کوس رحلت بزن ای جان که در این منزل خاک
هیچ کس را نشنیدم که درنگی دارد ۴
آخر آمد ز غمت وقت خیالی دریاب
که به فکر دهنت فرصت تنگی دارد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۵ - گرچه هر دم سیل اشک ما به دریا می رود
گوهر بعدی:شماره ۲۱۷ - گرچه شب غم ساختم چون شمع من با سوز خود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.