هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از غم و عشق سخن میگوید و از درد دل و رنجهای عاطفی خود مینالد. او با تشبیهات زیبا مانند شمع، مرغ، و نی، احساسات درونی خود را بیان میکند و از عشق به معشوق و بلاهای آن یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، موضوعات غم و عشق به شیوهای بیان شده که برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
شماره ۲۱۷ - گرچه شب غم ساختم چون شمع من با سوز خود
گرچه شب غم ساختم چون شمع من با سوز خود
ای دل تو باری یافتی از مهر رویش روز خود ۱
اکنون که دل پابند توست از زلف زنجیرش منه
یعنی منه دام بلا بر مرغ دست آموز خود ۲
کارم چو در چنگ غمت مشکل به قانون می شود
آن به که سازم همچو نی با نالهٔ دلسوز خود ۳
از زخم پیکان غمت صد رخنه دارم در درون
گر باورت ناید بپرس از ناوک دلدوز خود ۴
گر شام مردم روشنی دارد خیالی از چراغ
هر شب مرا در دل نهان شمع جهان افروز خود ۵
ای دل تو باری یافتی از مهر رویش روز خود ۱
اکنون که دل پابند توست از زلف زنجیرش منه
یعنی منه دام بلا بر مرغ دست آموز خود ۲
کارم چو در چنگ غمت مشکل به قانون می شود
آن به که سازم همچو نی با نالهٔ دلسوز خود ۳
از زخم پیکان غمت صد رخنه دارم در درون
گر باورت ناید بپرس از ناوک دلدوز خود ۴
گر شام مردم روشنی دارد خیالی از چراغ
هر شب مرا در دل نهان شمع جهان افروز خود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۶ - گرچه دل بهره ز کیش تو خدنگی دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۸ - گر ز بالای تو هر ساعت بلا باید کشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.