هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از گوهر اشک، راز دل، آبروی از دست رفته، عطر نافه، سرو قد، و خیال سرو بالایش سخن میگوید. اشکها راز دل را فاش میکنند و عقل از اسرار دهان شاعر آگاه نمیشود. متن پر از استعارهها و تصاویر شاعرانه است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی نیاز به درک ادبی نسبتاً بالایی دارد.
شماره ۲۲۶ - گوهر اشکم که راز دل هویدا می کند
گوهر اشکم که راز دل هویدا می کند
ز آن نشد پنهان که بازش دیده پیدا می کند ۱
اشک اگر بی وجه ریزد آبروی ما رواست
چون به رو می آید آخر آنچه با ما می کند ۲
نافه گر برد از خطت عطری به صد خون جگر
رو سیاهی بین که چونش باز رسوا می کند ۳
ختم شد بر دیده طرز راست بینیّ و هنوز
جان به فکر سرو قدّت کار بالا می کند ۴
عقل از سرّ دهانت ذرّه یی آگه نشد
گر چه عمری شد که فکر این معمّا می کند ۵
خیال سروِ بالایت خیالی را مدام
عندلیب جان هوای باغ و صحرا می کند ۶
ز آن نشد پنهان که بازش دیده پیدا می کند ۱
اشک اگر بی وجه ریزد آبروی ما رواست
چون به رو می آید آخر آنچه با ما می کند ۲
نافه گر برد از خطت عطری به صد خون جگر
رو سیاهی بین که چونش باز رسوا می کند ۳
ختم شد بر دیده طرز راست بینیّ و هنوز
جان به فکر سرو قدّت کار بالا می کند ۴
عقل از سرّ دهانت ذرّه یی آگه نشد
گر چه عمری شد که فکر این معمّا می کند ۵
خیال سروِ بالایت خیالی را مدام
عندلیب جان هوای باغ و صحرا می کند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۵ - گهی به پای تو جانم سرِ نیاز کشید
گوهر بعدی:شماره ۲۲۷ - گهی چشمت به نیش غم دلم را ریش می دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.