هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از نگاه جنگجوی معشوق، اشتیاق به دیدار او، و ناکامی در رسیدن به کام دل میگوید. همچنین، از صبر در برابر جفا و پاکی دل پیرمردی یاد میکند که راهی به جام شراب یافته است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و رنجهای عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند شراب و جفا نیاز به درک بالاتری از ادبیات و زندگی دارد.
شماره ۲۳۶ - مرا دوش از آن لب بسی رنگ بود
مرا دوش از آن لب بسی رنگ بود
ولی چشم تو بر سر جنگ بود ۱
شبی کز چمن نالهٔ مرغ خاست
دلم را به کوی تو آهنگ بود ۲
طلب کردمی ز آن دهن کام خویش
ولیکن به غایت محل تنگ بود ۳
از آن در دلِ جام ره یافت می
که پیری به دل صاف و یکرنگ بود ۴
به سنگ جفا صابرم تا کسی
نگوید خیالی چه بی سنگ بود ۵
ولی چشم تو بر سر جنگ بود ۱
شبی کز چمن نالهٔ مرغ خاست
دلم را به کوی تو آهنگ بود ۲
طلب کردمی ز آن دهن کام خویش
ولیکن به غایت محل تنگ بود ۳
از آن در دلِ جام ره یافت می
که پیری به دل صاف و یکرنگ بود ۴
به سنگ جفا صابرم تا کسی
نگوید خیالی چه بی سنگ بود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۵ - مرا تا سوز دل هر شب بلای تن نخواهد شد
گوهر بعدی:شماره ۲۳۷ - مرا که دوش زِیادت زیاده دردی بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.