هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از درد دوری و بیم از بیآبرویی مینالد، اما همچنان امیدوار به وصال معشوق است. او از زیباییهای معشوق و تأثیرات آن بر خود میگوید و آرزوی نزدیکی به او را دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسات پیچیده است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد.
شماره ۲۳۸ - مرا می سوزد آن بدخو که کار خودنکو سازد
مرا می سوزد آن بدخو که کار خودنکو سازد
عجب گر با چنین خوبی خدا اسباب او سازد ۱
برآنم بعد از این کز رو برانم اشک را هر دم
وگرنه زود باشد کاو مرا بی آبرو سازد ۲
هنوزم دست بر سر باشد از ذوقِ می لعلت
اگر بعد از اجل دوران زخاک من سبو سازد ۳
مرا وقتی رسد در حلقهٔ زلف تو پیچیدن
که فکرِ آن میان از لاغری چون تار مو سازد ۴
خیالی را مکن منع از حدیث آن لب شیرین
که طوطی را تمنّای شکر بسیار گو سازد ۵
عجب گر با چنین خوبی خدا اسباب او سازد ۱
برآنم بعد از این کز رو برانم اشک را هر دم
وگرنه زود باشد کاو مرا بی آبرو سازد ۲
هنوزم دست بر سر باشد از ذوقِ می لعلت
اگر بعد از اجل دوران زخاک من سبو سازد ۳
مرا وقتی رسد در حلقهٔ زلف تو پیچیدن
که فکرِ آن میان از لاغری چون تار مو سازد ۴
خیالی را مکن منع از حدیث آن لب شیرین
که طوطی را تمنّای شکر بسیار گو سازد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۷ - مرا که دوش زِیادت زیاده دردی بود
گوهر بعدی:شماره ۲۳۹ - مرا یاد آن روی دیوانه کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.