هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، به زیباییهای معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر از لب و چشمهای معشوق، غم و شادی عشق، و تأثیرات آن بر دل خود سخن میگوید. همچنین، از مفاهیمی مانند فداکاری، عشق ناگفته، و درد فراق استفاده شده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'خون دل' و 'غم' نیاز به درک بالاتری از احساسات و ادبیات دارند.
شماره ۲۴۱ - میر مجلس که چو لب بادهٔ روشن دارد
میر مجلس که چو لب بادهٔ روشن دارد
مردمی باشد اگر دارد و از من دارد ۱
غمزه ات از پی دل چند کنم چشم سیاه
اینک اینک دل من گر سر بردن دارد ۲
گِرد لب طوطیِ خطّ تو چه شیرین مرغی ست
که شکر ریز لب و روضه نشیمن دارد ۳
لبِ لعل تو ز خون دل ما سرخ شده ست
ای بسا خون غریبان که به گردن دارد ۴
تا به دریوزهٔ صاحب نظری دیدهٔ من
سایل کوی تو شد لعل به دامن دارد ۵
گر نسوزد دلت از غصّه خیالی چون شمع
از پس مرگ چراغ تو که روشن دارد ۶
مردمی باشد اگر دارد و از من دارد ۱
غمزه ات از پی دل چند کنم چشم سیاه
اینک اینک دل من گر سر بردن دارد ۲
گِرد لب طوطیِ خطّ تو چه شیرین مرغی ست
که شکر ریز لب و روضه نشیمن دارد ۳
لبِ لعل تو ز خون دل ما سرخ شده ست
ای بسا خون غریبان که به گردن دارد ۴
تا به دریوزهٔ صاحب نظری دیدهٔ من
سایل کوی تو شد لعل به دامن دارد ۵
گر نسوزد دلت از غصّه خیالی چون شمع
از پس مرگ چراغ تو که روشن دارد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۰ - مسافران که در این ره به کاروان رفتند
گوهر بعدی:شماره ۲۴۲ - ناز مه جز به همین نیست که نوری دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.