هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از احساسات شاعر در برابر جمال و تسخیرکنندگی او حکایت دارد. شاعر از وصال معشوق و لذتهای آن میسراید و از شراب و مستی به عنوان نمادی از این عشق یاد میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مستی نیاز به درک ادبی و فرهنگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۲۵۵ - هندوی زلف تو زآن حال مشوّش دارد
هندوی زلف تو زآن حال مشوّش دارد
که به تسخیر دلم نعل در آتش دارد ۱
با وجود قد دلجوی تو ای نخل مراد
خویش را سرو سهی کیست که سرکش دارد ۲
به وصالت که ندارد هوس باغ بهشت
هرکه در خانه چو تو حور و پریوش دارد ۳
ساقیا بادهٔ بی غش ده و مدهوشم کن
که به سودازدگان عقل سرِ غش دارد ۴
چو خیالی ز تو دارد طمع وقت خوشی
خوش دلش کن که خدا وقت تو را خوش دارد ۵
که به تسخیر دلم نعل در آتش دارد ۱
با وجود قد دلجوی تو ای نخل مراد
خویش را سرو سهی کیست که سرکش دارد ۲
به وصالت که ندارد هوس باغ بهشت
هرکه در خانه چو تو حور و پریوش دارد ۳
ساقیا بادهٔ بی غش ده و مدهوشم کن
که به سودازدگان عقل سرِ غش دارد ۴
چو خیالی ز تو دارد طمع وقت خوشی
خوش دلش کن که خدا وقت تو را خوش دارد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۴ - هرگز به جهان چیزی جز یار نمی ماند
گوهر بعدی:شماره ۲۵۶ - یارب کدام دل که ز سوز تو دم نزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.