هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید. او از گریههای بیپایان، ارزش اشکهایش، و زیبایی معشوق میگوید و بیان میکند که حتی رنجهای عشق نیز برایش ارزشمند است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۲۶۰ - از گوهر اشک ار نشود دیده توانگر
از گوهر اشک ار نشود دیده توانگر
باری شود آبش به لب جوی برابر ۱
آن کیست که در عشق تو چون درّ سرشکم
دعویّ یتیمی کند و بگذرد از زر ۲
گر سر برود در سر زلف تو زیان نیست
سودای سر زلف تو سودی ست سراسر ۳
در حُسن غلام خط و خالت دو سیاهند
نام و لقب هر دو شده سنبل و عنبر ۴
از رهگذر سینهٔ مجروح خیالی
جز ناوک خونریز تو کس نیست به خون تر ۵
باری شود آبش به لب جوی برابر ۱
آن کیست که در عشق تو چون درّ سرشکم
دعویّ یتیمی کند و بگذرد از زر ۲
گر سر برود در سر زلف تو زیان نیست
سودای سر زلف تو سودی ست سراسر ۳
در حُسن غلام خط و خالت دو سیاهند
نام و لقب هر دو شده سنبل و عنبر ۴
از رهگذر سینهٔ مجروح خیالی
جز ناوک خونریز تو کس نیست به خون تر ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۹ - از چشم ما چو می طلبد لعل او گهر
گوهر بعدی:شماره ۲۶۱ - چه بود افسانهٔ منصور با یار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.