هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید و از رنجهای عشق و وفاداری بیپایان خود مینالد. او از جفاهای معشوق شکایت دارد و با اشاره به فرهاد و شیرین، بر وفاداری خود تأکید میکند. همچنین، از زیبایی و جذابیت معشوق و تأثیر آن بر قلب خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اشارات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۷۰ - اگر در بند سودا نیست با من زلف مشگینش
اگر در بند سودا نیست با من زلف مشگینش
شکست نقد قلب من چرا شد رسم و آیینش ۱
منش دیگر نمی گویم مکن چندین جفا آخر
چو بهبودی نمی بینم ز دل کاو گفت چندینش ۲
منجّم تا رخ یار و سرشکم دید، در خاطر
به وجه نیک روشن شد حدیث ماه و پروینش ۳
دلا فرهاد را زیبد ره و رسم وفاداری
که سر رفت و نرفت از سر خیال شور شیرنیش ۴
خیالی طوطی طبعت همان رنگ سخن دارد
که در آیینهٔ اول همی کردند تلقینش ۵
شکست نقد قلب من چرا شد رسم و آیینش ۱
منش دیگر نمی گویم مکن چندین جفا آخر
چو بهبودی نمی بینم ز دل کاو گفت چندینش ۲
منجّم تا رخ یار و سرشکم دید، در خاطر
به وجه نیک روشن شد حدیث ماه و پروینش ۳
دلا فرهاد را زیبد ره و رسم وفاداری
که سر رفت و نرفت از سر خیال شور شیرنیش ۴
خیالی طوطی طبعت همان رنگ سخن دارد
که در آیینهٔ اول همی کردند تلقینش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۹ - اشکِ چشم من که جان نقد روان می خواندش
گوهر بعدی:شماره ۲۷۱ - تا در دلت غمی بوَد از دلپذیر خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.