هوش مصنوعی:
این متن شعری است که دربارهٔ حفظ اسرار دل، هوشیاری در برابر فریبندگی معشوق، امید به وصال و پندهای اخلاقی دربارهٔ احترام به بزرگان و قناعت سخن میگوید.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عاشقانه و اخلاقی موجود در شعر برای درک و ارتباط بهتر، نیازمند تجربه و بلوغ فکری است که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۲۷۱ - تا در دلت غمی بوَد از دلپذیر خویش
تا در دلت غمی بوَد از دلپذیر خویش
پوشیده دار از همه ما فی الضمیر خویش ۱
دل را نگاه دارکه در فنّ دلبری
شوخی ست چشم او که ندارد نظیر خویش ۲
باشد که زلف او به کف آریم تا به حشر
سرمایه یی بریم پیِ دستگیر خویش ۳
روزی رسی به دولت پیری تو ای جوان
کز راه سرکشی نستیزی به پیر خویش ۴
دست طلب بدار خیالی ز بیش و کم
اکنون که ساختی به قلیل و کثیر خویش ۵
پوشیده دار از همه ما فی الضمیر خویش ۱
دل را نگاه دارکه در فنّ دلبری
شوخی ست چشم او که ندارد نظیر خویش ۲
باشد که زلف او به کف آریم تا به حشر
سرمایه یی بریم پیِ دستگیر خویش ۳
روزی رسی به دولت پیری تو ای جوان
کز راه سرکشی نستیزی به پیر خویش ۴
دست طلب بدار خیالی ز بیش و کم
اکنون که ساختی به قلیل و کثیر خویش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۰ - اگر در بند سودا نیست با من زلف مشگینش
گوهر بعدی:شماره ۲۷۲ - چه کرد سرو به قدّت که بر کشیدندش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.