هوش مصنوعی:
این شعر از درد عشق، رنجهای عاشقانه و بیتوجهی دیگران به رنجهای فرد سخن میگوید. شاعر از اشکهای بیپاسخ، گذرا بودن زیباییها و نبود مرحمت در دیگران شکایت دارد و از عیبجویان میخواهد که به جای قضاوت دیگران، به فکر اصلاح خود باشند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۳۱۷ - تا می فشاند سوز دل خون از کباب خویشتن
تا می فشاند سوز دل خون از کباب خویشتن
هرگز ندیدم اشک را دیگر بر آب خویشتن ۱
این داروگیر عارض و زلف تو هم خواهد گذشت
دایم نمی ماند کسی بر آب و تاب خویشتن ۲
ناصح چه پرسی جرم من چون نیست در تو مرحمت
سایل گر او باشد مرا گویم جواب خویشتن ۳
ای عیب جوی عاشقان بویی گرت هست از هنر
فکر خطای ما مکن بهر صواب خویشتن ۴
از گریه تا آبی نزد هر شب خیالی بر درت
راضی نشد از دیدهٔ بیدار خواب خویشتن ۵
هرگز ندیدم اشک را دیگر بر آب خویشتن ۱
این داروگیر عارض و زلف تو هم خواهد گذشت
دایم نمی ماند کسی بر آب و تاب خویشتن ۲
ناصح چه پرسی جرم من چون نیست در تو مرحمت
سایل گر او باشد مرا گویم جواب خویشتن ۳
ای عیب جوی عاشقان بویی گرت هست از هنر
فکر خطای ما مکن بهر صواب خویشتن ۴
از گریه تا آبی نزد هر شب خیالی بر درت
راضی نشد از دیدهٔ بیدار خواب خویشتن ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۶ - تا رندی و نیاز نشد رسم و راه من
گوهر بعدی:شماره ۳۱۸ - گر تو را میلی ست بر قتل زبون خویشتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.