هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد فراق و عشق ناکام سخن میگوید. او از نبود طبیبی برای درمان بیماریاش شکایت دارد و بار هجران را بر دلی ریششده سنگین میداند. شاعر به عشق خود اعتراف میکند اما از بیتوجهی معشوق گلایه دارد. در نهایت، او به حرم کعبه تجرید پا میگذارد و سخن دوست را از هر دیواری میشنود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۷۰ - ما نداریم به غیر از جگرِ افگاری
ما نداریم به غیر از جگرِ افگاری
کو طبیبی که شود چاره گرِ بیماری ۱
بار هجر تو گران است مرا بر دل ریش
که بیابیم شبی بر در خدمت باری ۲
دل به سودای تو در باخته ام لیک چه سود
که نکردی درم قلب مرا بازاری ۳
تا قدم در حرم کعبهٔ تجرید زدیم
سخن دوست شنیدیم ز هر دیواری ۴
در چنین حال که افتاد خیالی از پای
مگر از دست قبول تو برآید کاری ۵
کو طبیبی که شود چاره گرِ بیماری ۱
بار هجر تو گران است مرا بر دل ریش
که بیابیم شبی بر در خدمت باری ۲
دل به سودای تو در باخته ام لیک چه سود
که نکردی درم قلب مرا بازاری ۳
تا قدم در حرم کعبهٔ تجرید زدیم
سخن دوست شنیدیم ز هر دیواری ۴
در چنین حال که افتاد خیالی از پای
مگر از دست قبول تو برآید کاری ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۹ - گرچه بر اسب سلطنت شاهی و شاهزاده ای
گوهر بعدی:شماره ۳۷۱ - مرا ای مه اگر دیوانه گفتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.