هوش مصنوعی: شاعر در این متن به بیان عشق و اشتیاق خود به معشوق می‌پردازد و از رنج‌ها و حسرت‌های ناشی از این عشق سخن می‌گوید. او از گل‌ها، بلبل‌ها و طبیعت به عنوان نمادهایی برای توصیف احساسات خود استفاده می‌کند و به دردهای عشق و جفای معشوق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و حسرت ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.

شماره ۱۷ - از شوق گل رویت رفتم بگلستانها

از شوق گل رویت رفتم به گلستانها
همرنگ رخت یک گل نشکفته به بستانها ۱

از خار جفا بلبل مجروح به بوی گل
گلچین بطرب از گل انباشته دامانها ۲

با نوگل بستانی بلبل به نوا خوانی
من یاد تو میکردم با ناله و افغانها ۳

یاقوت لب لعلت تا در کف غیر افتاد
من ریختم از حسرت از دیده چه مرجانها ۴

تا کرده کنار از من آن گوهر یکدانه
از اشک روان دیده دید است چه طوفانها ۵

هستند گواه من دستان خضاب از خون
کان سنگدلان خونم خوردند به دستانها ۶

تا از حشم لیلی شاید که نشان یابم
مجنون صفتم هر روز در طوف بیابان ها ۷

کی حال دلم دانی در حلقه گیسویش
ای آنکه نگردیدی گوی خم چوگانها ۸

آن دل که پریشانست از زلف پریشانی
حاشا که برآساید از سنبل و ریحانها ۹

گر ترک کماندارت در قصد دل ما نیست
هر سو ز مژه در کف دارد ز چه پیکانها ۱۰

از زلف پریشانت صد سلسله آشفته
وز چاک گریبانت صد چاک گریبانها ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶ - بباغ حسن که کشت این نهال رعنا را
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - باز دامان که زداین آتش سودای مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.