هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد و سوزش عشق شاعر به معشوق است. شاعر از آتش عشق، دامان زلف معشوق، و حالات دیوانه‌وار خود سخن می‌گوید و با تصاویری مانند شمع سوخته و زنجیر زلفین، احساسات خود را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی پیچیده است که درک آن برای نوجوانان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۱۸ - باز دامان که زداین آتش سودای مرا

باز دامان که زداین آتش سودای مرا
که بود شور دگر این دل شیدای مرا ۱

زلف بر آتش رخسار تو دامان میزد
مشتعل کرد از آن آتش سودای مرا ۲

یار خورشید و تو خفاش و منش حربایم
زاهد انکار مکن دیده بینای مرا ۳

باغبانا زگل و سرو کناری گیری
گربه بینی بچمن نو گل رعنای مرا ۴

نای بربندد و برگل نکشد نغمه هزار
گر دهد گوش بسودای تو غوغای مرا ۵

گفتمش از بت و زنار ندارم خبری
گفت بر چهره ببین زلف چلیپای مرا ۶

آتش عشق تو سرزد زگریبانم دوش
سوخت چو شمع سحرگاه سراپای مرا ۷

باز دیوانه و زنجیری زلفین تو شد
تا چه افتاد دگر این دل دانای مرا ۸

غیر از آن زلف که بر گردن دل سلسله بست
کی کس آشفته برنجیر کشد پای مرا ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷ - از شوق گل رویت رفتم بگلستانها
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - کمانداری که نتواند کشیدن کس کمانش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.