هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی است که از فراق و هجران رنج می‌برد و به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود اشاره می‌کند. شاعر از عناصر طبیعی مانند آفتاب، دریا و موج برای توصیف احساسات خود استفاده می‌کند و در نهایت به دنبال آرامش و وصال است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای عمیق نیاز به درک ادبی نسبتاً بالایی دارد.

شماره ۳۹ - با رخ تو مقابله کرده ام آفتاب را

با رخ تو مقابله کرده ام آفتاب را
تافت ولیک روزکی بیش نداشت تاب را ۱

ای خم زلف اندکی زان مه رو کناره کن
با تو که گفت ای سیه پرده شو آفتاب را ۲

مدرس عشق را بس است آیت قامت بتان
نیست به جز الف در او خوانده ام آن کتاب را ۳

نوح بران خدای را کشتی و بحر را بگو
موج مزن به چشم من جلوه مده سراب را ۴

از چه حنای مدعی بر کف دست هشته ای
پنجه بزن به خون من پاک کن این خضاب را ۵

جام به دست می‌رسد ساقی می پرست را
خیز وداع عقل کن عذر بگوی خواب را ۶

پرده تن حجاب شد از پی دیدن رخت
دست کجا که برکشم از رخ تو حجاب را ۷

سوخت شرار هجر دل شربت وصل تو کجا
تا بنشانم از جگر سوزش و التهاب را ۸

آشفته بسمل تو شد ناوک دیگرش بزن
باز نشان ز صید خود حالت اضطراب را ۹

حادثه موج می‌زند گر همه روزه گو بزن
منکه پناه جسته ام درگه بوتراب را ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۸ - بیا ساقی شراب خوشگواری کرده‌ام پیدا
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - مطرب برقص آورده ی آن لعبت طناز را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.