هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلباختگی به معشوق سخن میگوید و از تلاشهای خود برای نزدیکی به او یاد میکند. او از رنجها و فداکاریهایش میگوید و چگونه از همه چیز گذشت تا به معشوق برسد. همچنین، از فتنهانگیزی معشوق و جذابیتهای او سخن میراند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۱۰۰ - هر جای که بدخاک بسربیختم امشب
هر جای که بدخاک به سر بیختم امشب
تا طرح سر کوی تو را ریختم امشب ۱
چون حلقه کعبه که درآویخت بخانه
خود را بدر قصر تو آویختم امشب ۲
در خلوت انس تو پریزاد کشم رخت
از دیو و دد و خلق چه بگریختم امشب ۳
چون مرغ شب آویز بزلف تو زنم چنگ
تا رشته زاغیار تو بگسیختم امشب ۴
تیغ دو زبان علی آشفته عیان کرد
تیغ قلم تیز که آهیختم امشب ۵
از غمزه فتان و سر زلف تو دیدم
این فتنه که در بزم برانگیختم امشب ۶
گویند نهان شد گهر پاک تو در خاک
زان هر چه بود خاک به سر بیختم امشب ۷
تا طرح سر کوی تو را ریختم امشب ۱
چون حلقه کعبه که درآویخت بخانه
خود را بدر قصر تو آویختم امشب ۲
در خلوت انس تو پریزاد کشم رخت
از دیو و دد و خلق چه بگریختم امشب ۳
چون مرغ شب آویز بزلف تو زنم چنگ
تا رشته زاغیار تو بگسیختم امشب ۴
تیغ دو زبان علی آشفته عیان کرد
تیغ قلم تیز که آهیختم امشب ۵
از غمزه فتان و سر زلف تو دیدم
این فتنه که در بزم برانگیختم امشب ۶
گویند نهان شد گهر پاک تو در خاک
زان هر چه بود خاک به سر بیختم امشب ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹ - میان ما و تو الفت حکایتی است عجیب
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱ - ای فتنه چشم سیهت راهزن خواب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.