هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از تجربه‌های خود در مسیر عشق و محبت سخن می‌گوید. او از لذت‌ها و رنج‌های این راه می‌گوید و اینکه چگونه محبت در نهایت به عشق تبدیل شده و او را دگرگون کرده است. شاعر از وابستگی به دنیا و مادیات دوری کرده و به عشق الهی روی آورده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و شعری است که درک آن برای سنین پایین‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارند.

شماره ۱۰۹ - چه نانها خوردم از خوان محبت

چه نانها خوردم از خوان محبت
که شرمم باد از احسان محبت ۱

محبت عشق شد در آخر کار
خرابم کرد طغیان محبت ۲

بگفتا بگذر از جان و دل و دین
بسر بردیم پیمان محبت ۳

سرار داری بنه پا در ره عشق
بود این گوی چوگان محبت ۴

بود از کسوت زرتار عارم
چو خور گشتم چو عریان محبت ۵

چه مینازی بکیوانت سپهرا
شد او دربان ایوان محبت ۶

ز پیکان زهجر همچون شهد خوردم
بود این شیر پستان محبت ۷

خلیلا خوش برو در نار نمرود
که بینی گشت گلزار محبت ۸

برید آشفته دستم از همه جا
زدم دستی به دامان محبت ۹

بو هر جسم را جانی بناچار
علی شد جان جانان محبت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۸ - ای طلعت محبوب ازل را زتو مرآت
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰ - اگر این نکهت از آن طره چین در چینست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.