هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از مولانا یا یکی از شاعران صوفی‌مسلک است که به موضوع عشق الهی، جستجوی حقیقت، و رهایی از تعلقات دنیوی می‌پردازد. شاعر از دیدار معشوق ازلی سخن می‌گوید و بیان می‌کند که عبادت بدون شناخت معبود بی‌فایده است. او بر اهمیت طلب ذات الهی تأکید دارد و از وابستگی به ظواهر و صفات دوری می‌جوید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از اصطلاحات خاص صوفیانه ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۰۸ - ای طلعت محبوب ازل را زتو مرآت

ای طلعت محبوب ازل را زتو مرآت
من باز بگیرم نظر از روی تو هیهات ۱

مشهود چو شد روی تو در چشم یقینم
از لوح دل و دیده بشوئیم خیالات ۲

تا نور تو در طور دلم کرد تجلی
شاید که بسوزیم ازین شعله حجابات ۳

نشناخته معبود چه حاصل زعبادت
نایافته مقصود چه کعبه چه خرابات ۴

ایشیخ صفت را چکنی ذات طلب کن
تا چند چو خر در گلی از نفی وز اثبات ۵

مطبوع تو گر خود همه نقص است کمالست
گر نیست قبول تو نقص است کمالات ۶

از لوث صفت خرقه آلوده بمی شوی
تا پیر مغانت بدهد جام می ذات ۷

در دفتر اعمال مرا نیست بجز عشق
روزی که بپاداش بیارند مکافات ۸

تا طوق سگ آل عبا کرده بگردن
آشفته کند بر همه آفاق مباهات ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۷ - ساحت کون و مکان عرصه میدان اوست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹ - چه نانها خوردم از خوان محبت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.