هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عناصر طبیعت مانند خورشید، ماه، و گلها برای بیان احساسات عمیق و تمثیلهای زیبا استفاده میکند. شاعر از عشق، زیبایی، و تأثیرات آن بر قلبها سخن میگوید و گاه به مفاهیمی مانند بخشش و توجه به نیازمندان نیز اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از تمثیلها و اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۱۲ - گر آفتاب فلک پرده از سحاب گرفت
گر آفتاب فلک پرده از سحاب گرفت
به چهره ماه من از مشک تر نقاب گرفت ۱
گرفت ساقی مستان به دست ساغر و گفت
که ماه چارده بر دست آفتاب گرفت ۲
مکن دریغ زکات رخت ز مسکینان
کنون که دولت حسنت بتا نصاب گرفت ۳
پی عمارت دلها تفقدی باید
چرا که غمزه تو ملک بیحساب گرفت ۴
نمانده گردن دیگر که در کمند آری
از آن زمانه تو را مالک الرقاب گرفت ۵
چو خوی فشاند ز رخساره باغبان گفتا
که بی حرارت آتش ز گل گلاب گرفت ۶
به هجر و وصل تو هر یک رقیب آشفته
سمندر آتش و ماهی وطن در آب گرفت ۷
به چهره ماه من از مشک تر نقاب گرفت ۱
گرفت ساقی مستان به دست ساغر و گفت
که ماه چارده بر دست آفتاب گرفت ۲
مکن دریغ زکات رخت ز مسکینان
کنون که دولت حسنت بتا نصاب گرفت ۳
پی عمارت دلها تفقدی باید
چرا که غمزه تو ملک بیحساب گرفت ۴
نمانده گردن دیگر که در کمند آری
از آن زمانه تو را مالک الرقاب گرفت ۵
چو خوی فشاند ز رخساره باغبان گفتا
که بی حرارت آتش ز گل گلاب گرفت ۶
به هجر و وصل تو هر یک رقیب آشفته
سمندر آتش و ماهی وطن در آب گرفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱ - با نکویان عاشقان را آشنائی مشگلست
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳ - حسن آن گوهر که عمانیش نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.