هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از حافظ، به زیباییهای عشق حقیقی و بیپایان اشاره دارد و بیان میکند که عشق ورزیدن بدون درد و رنج ممکن نیست. همچنین، از ناتوانی عقل در برابر عشق و بیقرار بودن عاشق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۱۳ - حسن آن گوهر که عمانیش نیست
حسن آن گوهر که عمانیش نیست
عشق آن دریا که پایانیش نیست ۱
هر سری کاو خالیست از سر عشق
خانه ی باشد که بنیانش نیست ۲
چشم عاشق گر نبارد سیل اشک
هست آن ابری که بارانیش نیست ۳
حاجب سلطان عقلم جان بسوخت
عشق را نازم که دربانیش نیست ۴
گرد هستی دامنت آلوده کرد
ای خوش آن رندی که دامانیش نیست ۵
واجب آمد حلم با امکان صبر
آه از آن بیدل که امکانیش نیست ۶
تا خم زلفش شد آشفته زدست
این سر شوریده سامانیش نیست ۷
عشق آن دریا که پایانیش نیست ۱
هر سری کاو خالیست از سر عشق
خانه ی باشد که بنیانش نیست ۲
چشم عاشق گر نبارد سیل اشک
هست آن ابری که بارانیش نیست ۳
حاجب سلطان عقلم جان بسوخت
عشق را نازم که دربانیش نیست ۴
گرد هستی دامنت آلوده کرد
ای خوش آن رندی که دامانیش نیست ۵
واجب آمد حلم با امکان صبر
آه از آن بیدل که امکانیش نیست ۶
تا خم زلفش شد آشفته زدست
این سر شوریده سامانیش نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۲ - گر آفتاب فلک پرده از سحاب گرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴ - خون ریخته و بفکر یغماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.