هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق یا ذات الهی است. شاعر با تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، عشق و وابستگی خود را به معشوق توصیف می‌کند و از فداکاری و ایثار در این راه سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۱۱۹ - ای بلای ناگهان در پیش بالا میرمت

ای بلای ناگهان در پیش بالا میرمت
ای بهشت جاودان اندر تماشا میرمت ۱

سر سودای توام اندر سویدای دلست
سودها دارم که در این شور و سودا میرمت ۲

نیستم خفاش تا گویم حدیث از نفی مهر
در بر خورشیده رخساره چو حربا میرمت ۳

من نیم از خاکیان ای بحر طوفان خیز عشق
ماهی بحر توام خواهم بدریا میرمت ۴

عضو عضوت را نمیدانم تمیز ای ماهروی
من نمیدانم سر از پا در سرا پا میرمت ۵

گر بآن دست نگارین ریخت خواهی خون من
شکر گویان پیش آن دست محنا میرمت ۶

گر شبی در چنگ آرد زلفت آشفته بخواب
ترسم از حرمان بیداری به رؤیا میرمت ۷

گر میسر نیست فیض خدمتت ای شیر حق
بس مرا این آرزو کاندر تولا میرمت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۸ - مرا سزد که نگنجم چو غنچه اندر پوست
گوهر بعدی:شماره ۱۲۰ - بی تو یک شب گر سرم بر بستر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.