هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از حالتی سرمست و شیفته سخن میگوید. او از عشق و فتنهای که برپا شده صحبت میکند و به میو میخانه و پیر مغان اشاره دارد. شاعر از دیدار ماهرویان و تأثیر آن بر دلش میگوید و در نهایت به عرفان و رهایی از تعلقات دنیوی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین اشاره به میو مستی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۳۴ - آمد ز درم خراب و سرمست
آمد ز درم خراب و سرمست
شیشه به کف و پیاله در دست ۱
زان فتنه که کرده بود برپا
کردیم هزار سعی و ننشست ۲
از منظر خوب ماهرویان
حاشا که ره نظر توان بست ۳
خون دل ما بخورد چشمت
پرهیز کجا ز می کند مست ۴
ای کوی مغان چه رفعتست این
کت عرش برین به خاک پستست ۵
غیر از در پیر میفروشان
حاشا که مرا در دگر هست ۶
آن پیر طریقت و حقیقت
کش شرع مبین به خانه بنشست ۷
آشفته شوی به دوست ملحق
وقتی که ز خویشتن توان رست ۸
از سلسله فارغ است فردا
هر کس که به حلقه تو پیوست ۹
شیشه به کف و پیاله در دست ۱
زان فتنه که کرده بود برپا
کردیم هزار سعی و ننشست ۲
از منظر خوب ماهرویان
حاشا که ره نظر توان بست ۳
خون دل ما بخورد چشمت
پرهیز کجا ز می کند مست ۴
ای کوی مغان چه رفعتست این
کت عرش برین به خاک پستست ۵
غیر از در پیر میفروشان
حاشا که مرا در دگر هست ۶
آن پیر طریقت و حقیقت
کش شرع مبین به خانه بنشست ۷
آشفته شوی به دوست ملحق
وقتی که ز خویشتن توان رست ۸
از سلسله فارغ است فردا
هر کس که به حلقه تو پیوست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۳ - مستی عشق به جز غمزهی چشمان تو نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۳۵ - جا کرده میان جان من دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.