هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و دلبستگی شاعر به معشوق سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند سرو، ماه، و آتشکده، زیبایی و جذابیت معشوق را توصیف میکند. همچنین، از رنجهای عشق و ستمگری معشوق نیز یاد میکند. در نهایت، شاعر به پناه بردن به دوست و فرار از مشکلات اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و ستمگری معشوق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۳۵ - جا کرده میان جان من دوست
جا کرده میان جان من دوست
چون مغز که کرده جای در پوست ۱
گفتم به قد تو سرو ماند
کی دلبر و دلفریب و دلجوست ۲
بالای تو سرو ناز خواندم
گفتم چو مهت عذار نیکوست ۳
بر سرو کجا رخی است چون ماه
بر ما کجا هلال ابروست ۴
نبود عجب ار بریخت خونم
ترکست و ستمگر است و بدخوست ۵
عقلم به شکنجه کرد یاسا
ای عشق بیا که وقت یرغوست ۶
رد کرده به چهره زلف و خالت
آتشکده قبله گاه هندوست ۷
این معجزه زان دو لعل گویاست
این سحر از آن دو چشم جادوست ۸
گه جان دهد و گهی کشد زار
این کشتن و زنده کردن از اوست ۹
گفتم بر چشم زلف مشکین
گفتا نه به چین مقام آهوست ۱۰
ما راست دل خراب بغداد
مژگان تو لشکر هلاکوست ۱۱
آشفته دلم که کرده ناسور
همخابه زلف عنبرین بوست ۱۲
آورد هجوم لشکر خصم
بگریز دلا به حضرت دوست ۱۳
چون مغز که کرده جای در پوست ۱
گفتم به قد تو سرو ماند
کی دلبر و دلفریب و دلجوست ۲
بالای تو سرو ناز خواندم
گفتم چو مهت عذار نیکوست ۳
بر سرو کجا رخی است چون ماه
بر ما کجا هلال ابروست ۴
نبود عجب ار بریخت خونم
ترکست و ستمگر است و بدخوست ۵
عقلم به شکنجه کرد یاسا
ای عشق بیا که وقت یرغوست ۶
رد کرده به چهره زلف و خالت
آتشکده قبله گاه هندوست ۷
این معجزه زان دو لعل گویاست
این سحر از آن دو چشم جادوست ۸
گه جان دهد و گهی کشد زار
این کشتن و زنده کردن از اوست ۹
گفتم بر چشم زلف مشکین
گفتا نه به چین مقام آهوست ۱۰
ما راست دل خراب بغداد
مژگان تو لشکر هلاکوست ۱۱
آشفته دلم که کرده ناسور
همخابه زلف عنبرین بوست ۱۲
آورد هجوم لشکر خصم
بگریز دلا به حضرت دوست ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۴ - آمد ز درم خراب و سرمست
گوهر بعدی:شماره ۱۳۶ - دید چو دیده دو بین در همه روشناییت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.