هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر به بیان احساسات خود نسبت به معشوق میپردازد. او معشوق را بینظیر و فراتر از دیگران توصیف میکند و از عشق عمیق خود سخن میگوید. همچنین، شاعر به موضوعاتی مانند جستجو، عیبجویی دیگران و نور الهی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از واژهها و عبارات نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارند.
شماره ۱۹۰ - بوفایت یکی از خیل نکورویان نیست
بوفایت یکی از خیل نکورویان نیست
چون گل روی تو در گلشن گلرویان نیست ۱
جویمت باز و گمانم که نه آدم باشد
هر که گم کرده ما را بجهان جویان نیست ۲
نه ره کعبه عشقت من تنها پویم
نیست یکتن زنکویان که ترا جویان نیست ۳
منکه چون شیر و شکر در تو در آمیخته ام
در مذاقم اثر از تلخی بدگویان نیست ۴
نبود عیب نکوئی تو بدخوئی تو
نیست یکتن که در این راه بسر پویان نیست ۵
آنکه دل برد پریوار و زمردم بگریخت
نبود مردم و از جنس پریرویان نیست ۶
مظهر نور علی بود خود آشفته مگر
ورنه آتش بجهان قبله هندویان نیست ۷
چون گل روی تو در گلشن گلرویان نیست ۱
جویمت باز و گمانم که نه آدم باشد
هر که گم کرده ما را بجهان جویان نیست ۲
نه ره کعبه عشقت من تنها پویم
نیست یکتن زنکویان که ترا جویان نیست ۳
منکه چون شیر و شکر در تو در آمیخته ام
در مذاقم اثر از تلخی بدگویان نیست ۴
نبود عیب نکوئی تو بدخوئی تو
نیست یکتن که در این راه بسر پویان نیست ۵
آنکه دل برد پریوار و زمردم بگریخت
نبود مردم و از جنس پریرویان نیست ۶
مظهر نور علی بود خود آشفته مگر
ورنه آتش بجهان قبله هندویان نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۹ - به پیر میفروشان بر بشارت
گوهر بعدی:شماره ۱۹۱ - سنبل بوستان ززلف تو سحرگه تا بداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.