هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که با استفاده از تصاویر و استعاره‌های زیبا، حالات عشق و شیفتگی را توصیف می‌کند. در آن از عناصر طبیعت مانند سنبل، نرگس، گل و ابر برای بیان احساسات استفاده شده است. همچنین، مفاهیمی مانند عقل، عشق، تقوا و وحدت در آن مطرح شده‌اند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی بالا، فهم آن را برای سنین پایین‌تر دشوار می‌کند.

شماره ۱۹۱ - سنبل بوستان ززلف تو سحرگه تا بداشت

سنبل بوستان ززلف تو سحرگه تا بداشت
نرگس مسکین زشرم چشم مستت خواب داشت ۱

گل چولیلا برکشیده از رخ زیبا نقاب
ابر همچون چشم مجنون در مزه سیلاب داشت ۲

عقل را سودای شاهی بود بر سر ناگهان
کوس عشقت شهربند عقل در طبطاب داشت ۳

شیخ کوتا گیردش غافل که چشم مست تو
مست بود و شب همه شب تکیه بر محراب داشت ۴

گفتیم تقوی نگه دار ارچه عاشق گشته ای
عشق آتش بود و تقوی حالت سیماب داشت ۵

بود لعلت در تبسم باز بردی نام غیر
در میان تنک شکر از چه زهر ناب داشت ۶

بحر وحدت برنتابد گوهری چون مرتضی
شهر امکان با وجودش کی ندانم تاب داشت ۷

دوش در کویش سگ خویشم همی خواند از کرم
حبذا آشفته کز لطفش بسی القاب داشت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۹۰ - بوفایت یکی از خیل نکورویان نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۹۲ - زخم دل بهبود شد لعل نمک پاشی کجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.